چای های در تبعید

 
وقت طلاست
نویسنده : ساموئل کابلی - ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۸
 

1

ولی به خرجش نمی رفت. زیرا، برای اینکه به خرجش برود، می بایست علت حقیقی بدبختی های خود را بشناسد: یعنی هر چه بر سرعت زمان بیفزاید زمان کوتاه تر می شود، و هر چه زمان را کوتاه تر کند بیشتر خود را محکوم به سودجویی یعنی خشونت و سفاکی کرده است. ابراز محبت نتیجه ی تجمل و کار کسانی است که فرصت و وقت کافی دارند؛ همین که وقت طلا شد آدمی نیز سفاک و بی رحم می شود. (ژوزه ایکور / هفت شهر عشق)

2

در گیر و داری که وقت طلاست همین مانده که آدم درست در این فصل سرما بخورد و 35 ساعت را بخوابد و نتواند کاری انجام دهد. بعد یهو به خودش می آید و می بیند کلی کار روی سرش ریخته و استرس از در و دیوار اتاق روی سرش خراب شده است. تصمیم گرفته ام دیگر در فیس بوک چیزی ننویسم. فیس بوکی که وقت آدم را الکی الکی هدر می دهد. فیس بوک، این ابزاری که تمام روابط را به گند می کشاند. 

3

اسلام ناب محمدی. بشارت انجیل برای نجات دادن دنیا. روشنفکرانی که با شنیدن چهار تا آهنگ فرانسوی و دیدن چهار تا فیلم فرانسوی روشنفکر شده اند. روشن فکرانی که حتی اسم کتاب «تجدد و تجدد ستیزی» در ایران را نشنیده اند و انتظار دارند ایران به سرعت و با فرهنگ بالای مردانش سریع به تجدد برسد. سیاست های آلوده به خون و دست های پشت پرده. این روزها مثل سرفه های آلوده به خلط حالم از همه چیز به هم می خورد. 

4

به فیلم دیدن، در مبل های یک نفره. 

Taxi driver

Viridiana

Inland Empire

The Best Offer

What ever works

5

مثل یک موش مرده خوشبختم، مثل یک موش مرده غم دارم

توی یک ابر گیج غوطه ورم، ترسِ از ارتفاع هم دارم!!
(سید مهدی موسوی)

6

تمامی مطالب شماره چهارم فرشته های کاغذی آماده است و مشغول صفحه آرایی و صفحه بندی هستیم. به زودی خواهیم آمد و منتظر ما باشید.